|
|
#1 (permalink) |
|
کاربر فعال
|
اين تاپيك رو زدم تا هم يه نوستالوژی شه و هم دور همی جمع باشيم
![]() بهترين خاطره خودم: موقعی كه دو سال پيش mgs4 علی رو ازش گرفتم و نشستم پاش. بدترين خاطره: دو سال و نيم پيش قبل عيد يه روز تو خونه تنها بودم و از صبح تا 2-3 ظهر يه نفس Silent Hill: Homecoming بازی كردم.سر يكی از معماها ديگه طاقتم تموم شد و بازی رو استپ كردم و اول از همه رفتم دستشویی ![]() بعد اتمام كار ديدم در باز نمی شه نگو من احمق در رو الكی بسته بودم و از اونورم دستگيره افتاده بود![]() يكی دو ساعت سعی كردم با اشيای مختلف شيشه در رو بشكنم ولی نتونستم.به هر حال يهو چشمم سرپوش سراميكی و محكم توالـت فرنگی افتاد و برش داشتم باهاش شيشه رو خرد كردم ![]() بعدشم برگشتم پای بازی ولی شبش از سوی والدين بشدت توبيخ شديم
__________________
هميشه به يادت هستيم معين جان...![]() |
|
|
|
| 3 کاربر برای این پست سودمند از Solid Snake عزیز تشکر کرده اند: |
| تبلیغات | |
|
|
|
|
#2 (permalink) |
|
Ω
XboxLive Leaderboard: 17th
|
بهترین خاطره : وقتی سهیل بهم MGS 3 رو داد بازی کردم
بد ترین خاطره : وقتی در این لحظه مربع رو فشار دادم:
__________________
|
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از SHePArd عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#4 (permalink) |
|
Tonight's The Night
XboxLive Leaderboard: 5th
|
بهترین خاطرم ایامی بود که nfs:mw بازی می کردم .
![]() بدترین خاطرم هم این ایام ـــه که دیگه با بازی حال نمی کنم
__________________
![]() --- --- ----- --- ![]() |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
مدیریت سایت
|
بهترین خاطره : صحنه ای که رایدن تو mgs4 برای نجات اسنیک شمشیرش رو زد زیره شونش و دستش رو قطع کرد تا بتونه اسنیک رو نجات بده و اونجایی که رایدن بچش رو پیدا می کنه
بد ترین : کشته ایتن تو یکی از پایان های heavy rain و کشته شدن جان مارستون اخر read dead
__________________
![]() معین عزیز ، همیشه به یادت هستیم .... روحت شاد |
|
|
|
|
|
#6 (permalink) |
|
نامبر وان
|
والا بدترین خاطره ی من هم همین عکسی هست که علی گذاشته،مرگ Boss توسط Big Boss توی MGS3 واقعاً ناراحت کننده بود...
مرگ ناجوانمردانه ی John Marston هم بسی دل آتش میزد! خاطره ی خوب هم زیاده، عوضی هایی که تو بازی های مختلف کشتم همش خاطره ی خوب محسوب میشه!
|
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از BiG_BosS عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#7 (permalink) | |
|
کاربر ویژه
|
نقل قول:
__________________
[ برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ] کوتیک: بخاطر قانون پایستگی انجین که ما بهش اعتقاد قلبی (مالی) داریم؛ انجین نه بوجود می آید نه از بین میرود، بلگه از بازی به بازی دیگر منتقل میشود |
|
|
|
|
|
|
#8 (permalink) |
|
Dont think u R , Know u R
|
آره خوب منم باید ظاهرا خاطره بگم اولین نکته اش اینه که من بهترین و بدترین خاطرم ام به هیچکدوم از سری های MGS ربطی نداره دلیلش هم ساده است چون به جز ps1 دیگه کنسول نداشتم(تریپ غصه) درسته که یه سری از کنسولی ها مثل MOH و مخصوصا سری رزیدنت اویل رو خیلی دوست داشتم یا حتی MGS1 با این که هیچ وقت بیشتر از 60% اش رو نرفتم چون واقعا سخت بود. اما هیچ کدوم مثل تموم کردن Stronghold1 بهم کیف نداد بر خلاف این بازی های جدید Stronghold نه پایان خاصی نداشت نه فیلم جالبی و نه موزیک خارق العاده ای اما به عنوان یه استراتژیک به نظر من نوب همه عناصر یه بازی خوب رو داشت از داستان تا گرافیک، نحوه چیدمان نیرو ها، نحوه پیشرفت در طول بازی و ...
صحنه غم انگیز هم بدبختانه چیزی یادم نمیاد به جز اینکه هر دفعه پک من بازی میکردم و میباختم افسردگی مضمن میگرفتم اینم در این رابطه
متن پنهان:
__________________
And Then Suddenly . . . . Poof |
|
|
|
| 4 کاربر برای این پست سودمند از GoldenEagle عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#9 (permalink) |
|
اعضا
تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: EA CITY
تشکرها : 11
|
بهترين خاطره من زماني بود كه DS رو براي اولين بار ديدم.همونجا بود كه گفتم حاضرم هيچ بازي رو بازي نكنم و از صبح تا شب بشينم فقط اينو بازي كنم!كلا اشنايي من با اين شخصيت واسم به ايد موندني شده
بدترين هم زماني بود كه باباي lady توي dmc 3 بهش خيانت كرد!واقعا هيچ وقت يادم نميره.يا اون صحنه اي كه maria توي sh2 لاي در اسانسور گير كرد يا سوختن ويولت اخر بازي velvet assassin ویرایش توسط Electronic Arts : 05-04-2011 در ساعت 10:05 PM |
|
|
|
|
|
#10 (permalink) |
|
مدیر انجمن
|
بهترین خاطره من هم در company of heroes تو تیم نازی ها بودم بعد 1 هفته برنده شدم!
خیلی حال داد!بدترین خاطره هم اینه که الان یک ساله نمیتونم بازی کنم!
__________________
"سخنها را بشنوید و با اندیشه روشن در آنها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید برای خود برگزینید، از آن دو مینوی همزادی که در آغاز آفرینش در اندیشه و انگار پدیدار شدند، یکی نیکی را مینمایاند و دیگری بدی را؛ و میان این دو، دانا راستی را برمیگزیند و نادان دروغ را" زرتشت
|
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| فصل, های, و, گيمی, بچه, بهترين, بازی, بدترين, خاطره |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|