|
|||||||
| نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: آيا انجام بازی های رايانه ای باعث منزوی شدن می شود؟ | |||
| بله،انجام كنترل شده بازی های رايانه ای باعث انزوا می شود |
|
1 | 4.76% |
| خير،بازی های رايانه ای تحت هيچ شرايطی باعث انزوا نمی شود |
|
2 | 9.52% |
| بله،در شرايط اعتيادگونه بازی های رايانه ای باعث انزوا می شود |
|
18 | 85.71% |
| رأی دهندگان: 21. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید. | |||
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
کاربر فعال
|
خب اين تاپيك يكی از جوانب تحقيق اين ترممه.
لطفا بيايد و هر كدوم بگيد بازی كردن تاثيری روی روابط اجتماعيتون و همينطور حضورتون تو اجتماع (از اين نظر كه منزوی نشده باشيد-می دونيد كه می گن گيم به نوعی باعث منزوی شدن می شه) گذاشته يا نه؟ اول پستتون يه بله يا نه بذاريد و بگيد به اين دليل و اين دليل گيم تاثيری نذاشته و بعدشم بگيد به طور متوسط چند ساعت تو اجتماع هستيد. اگه هم جوابتون منفیه (احساس می كنيد گيم مانع از حضورتون تو اجتماع و كلا بيرون از خونه می شه و سدراهتونه) باز به همين شكل. ظرف 24 ساعت لطفا همه بچه ها بيان و جواب بدن كه كار داريم ![]() ممنون.
__________________
هميشه به يادت هستيم معين جان...![]() |
|
|
|
| 5 کاربر برای این پست سودمند از Solid Snake عزیز تشکر کرده اند: |
| تبلیغات | |
|
|
|
|
#2 (permalink) |
|
Ω
XboxLive Leaderboard: 17th
|
نه مانع نیست . بازی رو هر وقت آدم بخواد میتونه بره . دست و پاگیر نیست . ولی اینی که ذوق داشته باشم برم بازی و اینا ، خیلی اوقات اتفاق افتاده .
و تنها بازی های ترجیک روم تاثیر میزارن و حالت غم رو بهم وارد میکنن .
__________________
|
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از SHePArd عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#3 (permalink) |
|
Tonight's The Night
XboxLive Leaderboard: 5th
|
به موضوع خیلی خوبی اشاره کردی سهیل :D . من اتفاقا چند روز داشتم بهش فکر می کردم . این نظریه ی منه . کسایی که زیاد بازی می کنن و یا حتی زیاد تو اینترنت پرسه می زنن مطمئنا بعد از یه مدتی تو کار خودشون استاد می شن . اگر طرف استعدادش هم کم باشه بعد یه مدت بیشتر معماهای بازیها براش عادی میشه ، تمام تکنیک ها رو یاد می گیره ، زیر و بالای ویندوز دستش می آد . مگه اینکه واقعا بی مصرف باشه و همون بازیها رو هم با چیت بره
. این اشخاص بعد یه مدت تو محیط مجازی برای خودشون اسم و رسمی به هم می زنن و معروف میشن . حالا اگر طرف حرفه ای هم نباشه باز هم یه عده ی زیادی می شناسنش و تو فروم ها و بازیهای آنلاین روش میشه حساب کرد . اگر طرف اصلا اهل اینترنت هم نباشه و آفلاین بازی کنه که دیگه بدتر . بازیها رو ، حتی روی سخت ترین درجه تموم می کنه و فکر می کنه خیلی آدم حسابی ــه . حالا این آدمها وارد اجتماع میشن که کوچکترینش ، جمع دوستان هست . تو یه جمع دوستانه اونی بیشتر جلب توجه می کنه که تیکه های بیشتری به زبونش بیاد و به قولی مجلس گرم کن باشه . مطمئنا کسی که مشغول بازی کردن بوده تو این جمع ها حرفی برای گفتن نداره . مگه اینکه خدادادی استعدادش رو داشته باشه .واسه همین با اون فکر که احساس می کرده یه آدم خاصه تو این اجتماع کوچیک هیچ حرفی برای گفتن نداره و سرخورده میشه . من خودم رو مثال می زنم که منظورم رو بهتر برسونم . دوم راهنمایی که بودم تقریبا فقط برای مدرسه از خونه بیرون می رفتم . بیشتر وقتم رو هم تو دارینوس می گذروندم . تازه هم ایجاد فروم رو یاد گرفته بودم و اونموقع برای خودم مثلا مدیر سایت بودم ، درجه طراحی می کردم ، انجمن می ساختم و .... .فیفا هم که حریفم نبود . رو سخت ترین درجه 3-4 تا می زدم . واقعا فکر می کردم دیگه تو سن خودم از همه معلومات بیشتری دارم . تابستون که تموم شد و مدرسه ها شروع با بیشتر بچه ها می خواستم درباره ی فروم و ... صحبت کنم . ولی خب برای هیچکس جذابیتی نداشت . با هر کس که صحبت می کردم به زور گوش می کرد و منو یجوری می پیچوند . تو جمع های 7-8 نفره به بالا حرفی برای گفتن نداشتم و یه پا بچه مثبت واسه خودم بودم ! واقعا اطلاعات من به درد هیچکس نمی خورد . خودم هم متوجه این موضوع که آدم جذابی نبودم ، نبودم . این جریان تا اول دبیرستان ادامه پیدا کرد و من واقع آدم خونه نشین ـــی بودم و به سختی با بچه ها بیرون می رفتم . البته نه اونقدر که فکر کنید منزوی بودم ولی کلا تو باغ نبودم دیگه . ولی یه روز متوجه شدم که واقعا بچه ها هیچکدوم اهمیت نمی دن که من به اردو می آم یا نه . صحبت هام باعث جلب توجه من نمیشه و ... . از اونموقع متوجه شدم که یه مشکلی هست که من اینجوری شدم . از اونموقع به بعد سعی کردم زمان بازیمو کم کنم . دیگه فروم بازی رو گذاشتم کنار و بیشتر با بچه ها بیرون رفتم و همینجوری الکی تو شهر پلاس بودم . می رفتم جمهوری موبایل نگاه می کردم همینجوری الکی البته لذت نمی بردم و همین الان هم از شلوغی به دورم . ولی خب دنبال رفع مشکل بودم دیگه . یه چند وقت که اینجوری گذشت واقعا عوض شدم .... تو یه مدت دو ساله دیگه کم کم تو جمع ها مطرح بودم ، حتی تو کلاس تیکه می انداختم . بچه ها دنبالم بودن که با هم بریم بیرون . دیگه خودم کم کم فهمیدم اونموقع بقیه چطوری نگام می کردن . مثلا وقتی چند تا از بچه ها تو مدرسه دور هم جمع می شدن با هیجان راجع به بازی جدید صحبت می کردن بهشون تو دلم می خندیدم .البته یه مشکلی هم بوجود اومد که الان تو دانشکده فنی ، اکثر دانشجوهای نرم افزار رو همینجوری می بینم ... اصلا برام مشکل بوجود اومده فک می کنم همه اسگلن واقعا به تیکه های بی مزه ای می خندن ![]() .. . نتیجه گیری من اینه که بازی کردن زیاد باعث کم شدن حضور در اجتماع میشه و حتی ممکنه به منزوی شدن بکشه . البته در حد معقولش آنچنان تاثیری نداره ... ولی خود من حتی الان هم هنوز کامل درست نشدم . هنوز هم تا مجبور نشم بیرون نمی رم و ترجیح می دم درس بخونم یا تو اینترنت بچرخم یا فیلم ببینم . البته مورد اولی خیلی کم اتفاق میافته . خیلی حرف زدم ببخشید . سهیل جون اگر این حرفها فقط واسه تو هم مفید بوده باشه برای من خیلی عالیه :D . اگر بازم خواستی صحبت می کنیم ![]()
__________________
![]() --- --- ----- --- ![]() |
|
|
|
| 7 کاربر برای این پست سودمند از XerxeS عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#4 (permalink) |
|
مدیر انجمن
|
بحث جالبیه!
به نطرم این موضوع 50% به خود انسان و 50% هم به نوع کارها و بازی و اینجور مسائل مرتبطه! مثلا من خودم رو میگم : از اول دبستان تا اخرهای دبیرستان در مجموع من بیشتر از 6تا دوست نداشتم که اون هم 2تاشون صمیمی بودن!زمان دبستان کامپیتور بود؟!نبود،ولی تو کلاسها با هم کلاسیها حرف میزدم ،احواپرسی می کردم! ، می خوام بگم اگر بخوایم در اجتماع حرف بزنیم و مطرح باشیم یا باید در جمع جوانان مسخره بازی در بیاریم ،یا 4تا متلک به اون یکی بندازیم ، یا تو خیابانها قرار بزاریم بریم متلک اندازی و پایه همه جا باشیم شدید !اینطوری از بچه مثبت بودن در میای و یواش یواش مطرح میشی !اما چون بعضی افراد (مثل من) در جمعها کم حرف هستند بخاطر همین زیاد با بقیه جور نمیشن ،همونطور که در بالا علی هم گفت اما بر سر یک موضوع بحثی بشه میدونم که انقدر اطلاع دارم تا با مدرک و دلیل و اینا بحث کنم در صورتی که در جمع دوستان این اتفاق بیفته هیچ کسی نمیدونه آ چیه ب چیه! کلا جمع دوستان هم سن خودت افرادی رو قبول میکنه که یریز حرف بزنی ،مسخره بازی در بیاری ،پایه ی همه جا باشی!من یه زمانی اینطور بودم اما دیدم بله ،مسخره بازی دربیاری و متلک بدازی 4نفر رو بخندونی همه میان طرفت اما تصمیم گرفتم یواش یواش کمش کنم !هر کسی بخواد بخاطر خودت میاد و از هم صحبتی با هم لذت می بریم ...کلا بازیهای کامپیوتری تاثیر میزارند اما منی که از اول کم حرف بودم چه بازی باشه یا نباشه همونم ،در خانواده هست ارث میرسه دیگه! اینو هم بگم همه چیز ارثیه !ولی به طور کل بخوایم نتیجه گیری کنیم :منزوی به کسی می گویند که هیچ کاری نکنه و گوشه ی خونه بشینه ولی بعضی موقع ها افراد خیلی خیلی خجالتی میشن به صورتی که مداوم در خونه نشستند و بازی می کنند ،موقعه ی قرار گرفتن در جمع می ترسند حرف بزنند و زود فرار می کنند از اجتماع این با یا کم حرف بودن فرق میکنه مثلا من خیلی کم حرفم ،هر جا میرم میگند خوب یه چیزی بگو ببینیم اما ناپفته نماند که موقعه ی بحث کردن در مورد چیزی که میدونم و خوشم میاد ،به کسی امون نمیدم ! خلاصه بستگی به نوع رفتار داره و تاثیر بازیها بسیار ناچیز اما کاملا نمیشه تاثیر نداشتنش رو رد کرد!در این زمانه بیشتر جوانها اینطوریند چیز بدیه ،شما اگر راه حلی دارید بگید ما استفاده کنیم بلکم لشکری راه انداختیم واسه خودمون! *با پستهای بالا و پایین هم کاملا موافقم! پ.ن :فکر کنم به همه چیز پرداختم غیر از بازیهای کامپیوتری
__________________
"سخنها را بشنوید و با اندیشه روشن در آنها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید برای خود برگزینید، از آن دو مینوی همزادی که در آغاز آفرینش در اندیشه و انگار پدیدار شدند، یکی نیکی را مینمایاند و دیگری بدی را؛ و میان این دو، دانا راستی را برمیگزیند و نادان دروغ را" زرتشت
ویرایش توسط Ardavan_2008 : 12-05-2011 در ساعت 10:59 PM |
|
|
|
| 5 کاربر برای این پست سودمند از Ardavan_2008 عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#5 (permalink) |
|
دست بالای دست "بسیار است"
XboxLive Leaderboard: 9th
|
ببین.بازی کردن یه فعالیتی هست که هم راه هیجان هست.اصولا انسان در موقع هیجان,کارش رو معمولا در مقایسه با حالت ارامش عجولانه تر انجام میده.بازی کردن یک فرایند هست که این حس رو تقویت و ترمیم میکنه.
یعنی باعث میشه شخص بازیباز با بازی کردن,مدام در فراز و نشیب هیجانی بازی قرار بگیره و سعی بکنه کار خودشو به نحو احسن انجام بده. یکی از مزیت های بازیباز های حرفه ای همین هست. اینکه این افراد همیشه دارای یک بیش فعالی خاصی هستند و با هیجانات مختلف اشناییت بیشتری دارن.این افراد معمولا در هجوم هیجان ها مقاوم تر هستند و نسبت به افراد غیر بازیباز در این شرایط کارهاشون رو بهتر میتونن انجام بدن. برای نمونه من خواهرزاده خودمو خیلی روش فکر کردم. اون الان هم 360 و هم پی اس پی و هم تبلت و هم یه پیسی مستقل برای خودش داره.8 سالش هم بیشتر نیست!!! ولی با این حال اون اسم اکثر بازی ها رو میدونه.سعی میکنه توی تلویزیون هر خبری در مورد پیسی و دیجیتال و بازی شد دنبال بکنه.وقتی مجله ی مرتبط با وسایلش رو میبینه با اشتیاق خاصی اونو میخونه و به تبعش توی درس هاش و کارهای روزانه اش دارای تنوع و ابتکار خاصی هست... این افراد علاوه بر اینکه دست به کارهای خلاقانه میزنند,دارای یک حس متفاوتی در خودشون هستند... این حس رو زمانی بهش پی میبرید که یک بازیباز رو در کنار یه شخصی که بازی نمیکنه قرار بدید... اصولا خط فکر این بازیباز و صحبت های اصلیش در مورد چیزهای نو و جدید هست.مثل صحنه های اکشن فیلم و بازی.مثل اخبار دنیای تکنولوژی و بازی و...به نظر من این حس باعث میشه شخص در دراز مدت خودشو برتر از دیگران ببینه.مخصوصا اینکه افراد دور و ورش زیاد توی موضوع مورد علاقه ی اون سررشته نداشته باشن.از اینجاست که این افراد نسبت به بقیه متمایز میشند. حالا چه از نظر فکری-چه از نظر ابتکار و نو اوری-چه از نظر اخلاق و رفتار... تجربه ثابت کرده که این افراد در اموزش زبان های خارجی از بقیه همواره جلو می افتن. هر فرد اماتوری اگر چند سال به طور مداوم با کامپیوتر کار یا بازی بکنه مسلما به طور ناخوداگاه هم که شده معنی خیلی از لغات رو از طرق مختلف میفهمه.در دراز مدت وقتی به مقاطع تحصیلی ای رسید که درس مستقلی به اسم "زبان انگلیسی" رو به عنوان درس مدرسه ایش داره,وقتی خودشو با افراد دیگه مقایسه میکنه خودش به تفاوت زبانیش نسبت به بقیه پی میبره.همین باعث میشه که فرد خودشو متمایز ببینه و اینجاست که زبان انگلیسی برای این افراد به یک درس مورد علاقه تبدیل میشه. درسی هم که شخص واقعا بهش علاقه داشته باشه صد در صد بهتر از بقیه ی درسا اونو درک میکنه... برای همین هست که ماشاالله الان اکثر بازیبازا انگلیسیشون از فارسیشون بهتره !!!! ![]() اما این بازی کردن معایبی هم داره... بازی کردن های مداوم و معتاد کننده برای افرادی تقریبا بی خطر هست که از قبل اجتماعی شدید باشند. اما این کار برای افراد غیر اجتماعی و گوشه گیر و خجالتی واقعا خطر ناک هست... زیرا این افراد به جای اینکه هیجانات و اتفاقات طبیعیه زندگیشون رو در کنار دوستان و مردم در سطح شهر تجربه کنند,این هیجانات رو به طور "مصنوعی" و ساختگی و دروغین در پشت کامپیوتر و داخل خونه تجربه میکنند. به همین دلیل به این نوع رفتار عادت میکنند و دیگه هرگز دوست ندارند برن بیرون و متاسفانه در طی دراز مدت تبدیل به افرادی گوشه گیر و بی نهایت خجالتی میشند که این واقعا زجر اوره.هم برای خودشون و هم برای خانوادشون... به نظر من بازی کردن باعث پرورش مغز و ابتکارات جدید میشه.باعث میشه ادم ها متفاوت بشن.باعث میشه ادم فعال بشه. به طوریکه اگه الان کسی بازیباز یا کامپیوتر باز نباشه در جمع دوستان هیچ جایی نداره و یا از هیچ کدوم از حرف های دوستانش سر در نمیاره!!!! اما باید این قضیه در چارچوب "جنبه" و "عدم افراط" و "عقل" صورت بگیره. این بود تجربیات عینی و مستند من
|
|
|
|
| 5 کاربر برای این پست سودمند از SpirO عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#6 (permalink) | |||
|
Ω
XboxLive Leaderboard: 17th
|
نقل قول:
) با کم حرفی فرق داره ! هیچ کدوم این 2 هم از نبودن تو جامعه نمیاد ، از افکاریه که به خود ذهن آدم وارد میشه .خجالت از چن تا چیز میاد ، یه موقع میبینی اگه طرفت جنس مخالف باشه و مشکل نداشته باشی ، شاید خجالت بکشی که بخوای باهاش صحبت کنی ، که خودش 2 جور میتونه باشه ، یه موقع میبینی واقعا زبونت بند میاد ، یه موقع میبینی نه ، طرفت زیادی L4$h میزنه . که تو مورد دوم طبیعیه خجالت کشیدن . کم حرفی رو اگر بخوایم مثل قبلی با همین مورد بگیم ، اینه که طرف چیزی که به نظرش Interesting بیاد تو ذهنش نمیبینه که بگه ، یا اینکه چیزی که میخواد بگه شاید مناسب اون وقت نباشه ( فرضا طرف داره راجع به یه موضوعی که شخص مورد نظر ازش اطلاعی نداره صحبت میکنه...مثل فرضا " رسـانـه کاربـر محـور " که اون یکی ازش اطلاعی نداره . خب حرفی نداره که بزنه ) . خجالت به اعتماد به نفس ربط داره ولی کم حرفی نه . فرضا خود ـه من به جز توی کلاس کم حرفم ( کلاس خب جای صحبت کردنه یه 20-30 تایی هم مثبت گرفتم سر سوال زیاد پرسیدن یا توضیح ـه یه درس یا بحثی که به درس مربوطه و اینا ) ولی هیچ جا خجالت نمیکشم با کسی صحبت کنم وقتی ازم سوال بشه . چون مرض خود کم بینی ندارم . ( البته تو یه مقطعی تا یه حدی خود کم بینی طبیعیه . ولی بعد از اون دیگه باید یاد بگیره آدم . ) کسیو بالا تر از خودم نمیبینم . تا حدی هم که امکان داشته دور ـه خودم جو ـه دوستانه به وجود آوردم ، توی همه ی جمع هایی که باهاشون سر و کار دارم . توانایی ـه خوب صحبت کردن ( کم حرف نبودن ) از بودن ـه توی بحث های تند میاد به نظرم . تشخیص میده آدم چه جا هایی صحبت کنه چه جا هایی نه ، حالا اگر بحث ـه تند بین افرادی که آدم باهاشون سر و کار داره پیش بیاد که چه بهتر ، میفهمه چه حرفایی اعصابشونو خرد میکنه و چه حرفایی نه ، به نحوی با فرهنگشون آشنا میشه ( نه اینکه 4 روز دیگه برید بین رفقاتون دعوا راه بندازید ببینید کدوم فحش هارو بهشون بدید بهتره ها ! ) .نقل قول:
نقل قول:
بعضی اوقات آدم یادش میره معادل فارسی ـه یه کلمه چی بود ، یا R رو نمیتونه ایرانی ( روسی ) تلفظ کنه
__________________
|
|||
|
|
|
| 2 کاربر برای این پست سودمند از SHePArd عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#7 (permalink) |
|
کاربر فعال
|
ممنون بچه ها.
ادامه بديد ببينيم به كجا می رسه.برای پايان نامه امم احتمالا همين موضوع رو بسطش می دم يا در مورد يه چيزی تو اين مايه ها می نويسم. ولی واقعا آيا وقتی كه ما برای بازی می ذاريم نمی تونيم ازش برای فعاليت های ديگه (كه فعاليت اجتماعی هم يكيشه) استفاده كنيم؟ و اينكه آيا انزوا پر شيوع ترين ضرر بازی های كامپيوتری نيست؟چون پرخاشگری بيشتر بين بچه ها ديده می شه و افت تحصيلی هم فقط برای بعضی از گيمرها صدق می كنه.ولی انزوا تقريبا در مورد همه صدق می كنه چون همه گيمرها موقع بازی از جامعه و اطرافيان منزوین. از طرف ديگه بازی آنلاين رو آيا می شه به منزله حضور گيمر تو جامعه به حساب اورد يا نه؟
__________________
هميشه به يادت هستيم معين جان...![]() |
|
|
|
|
|
#8 (permalink) | |
|
Ω
XboxLive Leaderboard: 17th
|
نقل قول:
بازی های آنلاینم از دید من جامعه تلقی میشه . ( تلقی = محسوب دیگه ؟ )فرضا وقتی 2 تا تیم ـه Call of Duty 4 با هم میجنگن ، جفتشون از 2 جمع ( تیم ) تشکیل شدن . مجموع این 2 میشه جامعه .
__________________
|
|
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از SHePArd عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#10 (permalink) | |
|
Dont think u R , Know u R
|
نقل قول:
به نظر من اگه بخوای توی تعطیلات برسی کنی. آره کاملا تاثیر گذاره. چون اکثر خونواده ها برای تابستون بچه ها برنامه ای ندارن و بچه از صبح تا شب توی خونه است، به جای بازی های قدیم و فوتبال با بچه ها و غیره و غیره همش پای کنسول یا کامپیوتره دیگه نه از خونه بیرون میره نه توی جامعه است. بازی های آنلاین هم به نظر من حضور توی اجتماع به اون صورت نیست چون هنوز قشر بزرگ تر ها به اصطلاح قبول نمیکنن که یه عده آدم ممکنه توی یه فضایی به جز فضای فیزیکی با هم ارتباط داشته باشن و این کار جنبه مثبت هم داشته باشه از یه طرف هم حق دارن چون جامعه ای که بعدا میخوای داخلش وارد بشی زندگی کنی کار کنی و نهایتا از دنیا بری جامعه مجازی نیست. البته ممکنه خیلی ها توی اینترنت به معنی واقعی کلمه زندگی کنن اما نهایتا با جامعه ای که افرادش با هم ارتباط چهره به چهره دارن هم سطح نیست
__________________
And Then Suddenly . . . . Poof |
|
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| فعاليت, كردن, ميان, ميزان, های, و, گيمرها, انزوای, اجتماعی, بودن, بازی, بررسی, جامعه, حضور, در, رابطه |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|