|
|||||||
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
Guest
|
مقدمه:
بعد از اخراج سلوکیان در پارس حکومتی مقتدر در ایران تشکیل شد .روم در حال قدرت گرفتن بود و مقدونیه درگیر کشمکش بین درباریان تا تاج و تخت را به دست بگیرند . سزار اگوستوس در روم مرکزی به قدرت رسیده بود , دولت شهر یونان از هر فرصت برای ضربه زدن به مقدونیه استفاده میکرد . کارتاژ با ظهور هانیبال فرمانده برترشان پا به عرصه جنگ با روم گذاشته بود . مصر از زیر سلطه دودمان اسکندر در امده بود و فراعنه پرستی میکردند. در چنین شرایطی حملات روم به قبایل بی دفاع باعث تشکیل جلسه ای بین قدرتهای برتر جهان شد. فصل 1 قسمت 1 _ از نقشه تا طرح مصر : ممفیس داستان: ![]() سران چند امپراتوری بزرگ بر سر حمله متحد به جمهوری سه کنسولی روم در حال مذاکره اند. انان میخواهند از کشور مقدونیه که بعد از مرگ اسکندر از هم پاشید از بندرگاه شهر Salona با کشتیهای جنگی به روم مرکزی حمله کنند, و سه کنسول دیگر را در گیر جنگهای داخلی بر سر منافع خود کنند . گلها و ژرمنها رومیهای خاندان ژولیای را مشغول جنگ بر سر منافع جنگلهای شمال کوهستانها کنند , یونانیها و تراسیها خاندان بروتیای به فکر منافع در پارس بیندازند , کارتاژها با تمام نیرو در جزیره سیسیل شهر Messana را محاصره کنند تا نیروی کمکی از ان شهر به روم نرسد . عاقبت حمله روم علنی شد و امپراتوریهای متحد خود را برای حمله به روم اماده میکردند . یک جاسوس اخباری نیمه دقیق از جلسه ممفیس را شنید و انان را در نامه ای نوشت و به سوی بندر شهر اسکندریه رفت , در موقع رفتن به سوی بندر نگهبانان به او مضنون شدند و او را تعقیب کردند ولی دستشان به او نرسید و سوار کشتی شد و به سوی روم رفت در راه مسوم شد . جاسوس به روم رسید و سریع به پایتخت رفت خود را به همراه نامه به سزار اگوستوس رسانید و در همان حال مرد .سزار نامه را خواند و دستور داد سربازان و تجهیزات را در استحکامات دفاعی در سواحل بندر زیاد کنند و همچنین دستور داد که بدن جاسوس را با تمام احترامات ویژه دفن کنند. ![]() جاسوس در نامه ننوشته بود که متحدان از کدام سمت به روم حمله خواهند کرد پس رومیان از این لحاظ عقب ماندند ولی رومیان مزدورانی را استخدام کردند تا فرماندهان نظامی گلها و یونانیها و کارتازها را بکشند , این عملیات با شکست مواجه شد چون مزدوری در کارتاژ اسیر شد و در میدان شهر اعدام شد و مزدوری در یونان به دست لژیونی کار کشته کشته شد . این داستان ادامه دارد . قسمت اینده : جنگ بر سر جنگلهای کوهستان شمالی لطفا نظر دهید: ![]()
ویرایش توسط sawanti : 01-06-2011 در ساعت 11:31 PM |
|
|
|
| تبلیغات | |
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
مدیر انجمن
|
ممنون!
یه نکته اینکه اگر کمی فونت و رنگ و...رو درست کنید خواننده بیشتر تشویق به خواندن میشه! مثلا":
متن پنهان:
و فکر میکنم جای درست تاپیک هم [ برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ] و یا [ برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ] می باشد! ممنون!
__________________
"سخنها را بشنوید و با اندیشه روشن در آنها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید برای خود برگزینید، از آن دو مینوی همزادی که در آغاز آفرینش در اندیشه و انگار پدیدار شدند، یکی نیکی را مینمایاند و دیگری بدی را؛ و میان این دو، دانا راستی را برمیگزیند و نادان دروغ را" زرتشت
ویرایش توسط Ardavan_2008 : 11-07-2010 در ساعت 11:40 AM |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
Ω
XboxLive Leaderboard: 17th
|
داستانی که از روی بازی نوشته شده باشه مسلما جزو بازی هست دوست عزیز.
اگر خودتون نوشتین,مقاله ی خوبی بود تبریک میگم برای دفعه ی اول خوب قدم برداشتین.
__________________
|
|
|
|
|
|
#7 (permalink) |
|
管理員
|
تا داستان تمام نشه نمیشه روش نظر داد . این داستان ، اولا که بدون مقدمه است ، من یکی که خیلی چیزی نفهمیدم ازش .. دوما باید یه ویراش حسابی بشه ..
بعد یه سوال دیگه ، معمولا " به جرات میتونم بگم " در مورد مواردی صدق میکنه که آدم از اتفاقی یا صحبتی اطمینان زیادی داره ، چاپ کردن چه ربطی به حتما و به جرات میتونم بگم داره ؟ بعد اینکه آدم خودش چاپ کنه چه اهمیتی داره ! ، باید چاپ کنن ! در کل ممنون ، ادامه بده ..
__________________
![]() |
|
|
|
|
|
#8 (permalink) |
|
Guest
|
ادامه داستان:
جنگ بر سر جنگلهای شمال کوهستان شمالی اخر ژرمنها و گلها بر جنگلهای شمالی ایتالیا یورش بردند و کنسول ژولیای را سرگرم جنگ با خود کردند . لشکری قدرتمند به فرماندهی ماکسیمیوم فرمانده با وفای امپراتور مارکوس اورلیوس امپراتور خاندان ژولیای ،برای سرکوبی ژرمنها فرستاده شد و بعد از یک روز استراحت نماینده ای را برای مذاکره فرستادند ،که سر نماینده را فرستادند ،لشکر روم به سوی جنگل حمله ورشد ولی در اخر هر سه گروه اسیب فراوان دیدند،ولشکر روم پیروز گردید امپراتور از دور شاهد پیروزی فرمانده قدرتمند خود بود و افتخار میکرد ولی ان روز ، روز اخر زندگی امپراتور بود و فرزندش او را در بستر خفه کرد و امپراتور به حق را کشت در ادامه میخوانید: حرکت نیروهای نظامی از مقدونیه ، سزار اگوستوس سزاری برتر برای روم مرکزی ، حرکت ارتش هانیبال از کارتاژ ویرایش توسط sawanti : 01-06-2011 در ساعت 11:40 PM |
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| total, مصر, نهایی, و, یونان, پارس, war, جنگهای, داستان, روم |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| ShoGun 2 : Total War | SHePArd | نقد ، بررسی و معرفی بازی ها | 16 | 09-06-2010 01:31 AM |
| Shogun 2: Total War خبری از بازی | MINERVA | اخبار بازی ها | 7 | 09-03-2010 11:45 PM |
| Napoleon: Total War | .:Pouria:. | نقد ، بررسی و معرفی بازی ها | 0 | 09-12-2009 03:38 PM |