بازگشت   انجمن های فصل بازی > همه چیز در مورد بازى هاى كنسول > PlayStation 3 > PS3 Games


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-10-2010, 12:30 PM   #1 (permalink)

Ω

 
SHePArd آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: غرب ـه Midgar !
نوشته ها: 996
تشکرها : 1,656
مطالب وبلاگ:  8
PS3 PS2 PC
پیش فرض داستان Heavy Rain

توجه توجه
دوستان مراقب باشند که این تاپیک سراسر اسپویل میباشد و استفاده از اسپویلر در آن الزامی نیست.
لطفا کسانی که قصد دارند HR رو بازی کنند یا نمیخواند داستان رو بدونند لطفا پست بعدی رو نخونند.
لطفا تا پست بعدی هیچ پستی قرار ندهید و اگر میخواید ابراز احساسات کنید گزینه تشکر یا پروفایل.
با تشکر از دوستان که ایده ی این تاپیک رو به من دادند.
__________________

SHePArd آنلاین نیست.
 
پاسخ با نقل قول

تبلیغات
قدیمی 06-10-2010, 01:01 PM   #2 (permalink)

دست بالای دست "بسیار است"

 
SpirO آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: بین یه سری پارانویدی
نوشته ها: 1,147
تشکرها : 1,072
مطالب وبلاگ:  1
XBOX360 Elite PS3 PSP iPhone PC
پیش فرض

تاپیک خوبیه...
بهتره در رابطه با پایان های متعدد بازی و راه رسیدن به اون بحث بشه...من 2 بار تمومش کردم...هر دو بار هم پسرمو نچات دادم!:دی اخه خیلی خوشکله پسرم.به خدا یه بار خیال کرد پسرم رو کشته اون قاتله داشتم کریه میکردم به خدا...
به هیچ طریقی نمیتونم هیچ پایانی به غیر از نچات پسرم رو برم!:دی میمیرم من!:دی

در کل شما تعریف کنید من تصورش میکنم...
من راه 3 تا پایان دیکه اش هم بلدم...به زودی میکم تو همین تاپیک...فک نکنم کسی رفته باشه...


از عمد پست دادم تا دیکه واسه تاپیک مالکیت و حد و مرز تعیین نکنی!
__________________
SpirO هم اکنون آنلاین است.
 
پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-10-2010, 02:26 PM   #3 (permalink)

Ω

 
SHePArd آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: غرب ـه Midgar !
نوشته ها: 996
تشکرها : 1,656
مطالب وبلاگ:  8
PS3 PS2 PC
پیش فرض داستان

شعور شما رو عشق است!وقتی به کسی ریپورت میدی پستشو پاک کنه 20 تا دلیل میاری آخر میاد میگه خوش ندارم برا تاپیکت حد و مرض تعیین کنی دیگه موندم چی بگم..مافـــــــی(حمیــــــ د)


در آغاز بیدار میشود.و سری به بالکن روبروی تختش میزند.منظره ی زیبای حیاط خانه را میبیند و اینجاست که وقتی میخواهد یک دوش بگیرد وقتی میخواهد از در اتاق خود بیرون برود به نامه ای برخورد میکند.
"ایتن عزیز"
من بچه هارو برای گردش بردم و تا ظهر برای ناهار بر میگردیم.سخت کار نکن,دوستت دارم

دوش میگیرد و در صورت تمایل ریش خود را میزند.با خود چند فکر میکند.که آیا بهتر است کارش را تمام کند یا روز تولد پسر بزرگش را جشن بگیرد و از کار آزاد باشد.در هر صورت وقت را میگذراند تا همسر و دو فرزندش,جیسن(Jason) و شان (‌ Shaun ) به بقلش میپرند و در نهایت همسرش میگوید " ایتن(ethan) میتونی کمکم کنی این وسایل رو ببری رو اوپن آشپزخونه؟
-البته
کمکش میکند و میبرد.و بعد میتواند به همسرش کمک کند و بعد به بازی با بچه هایش وقت را تا ناهار بگذراند.
یکی از پسر هایش را به حالت هلیکوپتری میچرخاند و آن یکی را روی شانه ی خود میگیرد.در نهایت هر دو را با دست هایش بالا میاورد!بعد از آن با هر کدام شمشیر بازی میکند و ناهار حاظر است.
شان پایین نمی آید.مادرش صدایش میزند و ایتن میگوید " میارمش " و وقتی بالا میرود میبیند او دارد میگرید...طوطی کوچکش مرده است!صبح بسیار سرحال بود!
شان میگفت : حاظرم هر کاری کنم که اون به زندگی برگرده
ایتن : بعضی اتفاقا باید بیافتن(که بعد از حرف خود پشیمان شد)
آن ها بعد از ظهر با هم به فروشگاه رفتند و جیسن(که روز تولد او بود) یکهو غیبش زد.ایتن دنبالش کرد و فهمید پیش بادکنک فروشی است که دلقک است.
گفت : دیگه این کارو نکن
- پدر.من میتونم یه بادکنک داشته باشم؟خواهش میکنم پدر خواهش میکنم
-باشه یکیو انتخاب کن
دلقک : اسمت چیه عزیز؟
شان : شان
-چه رنگی دوست داری؟
- قرمز
-برای تو...میشه 2 دلار قربان
ایتن پول رو میده و میبینه جیسن غیبش زده.همه جای فروشگاه رو میگرده و جیسن رفته بیرون و رفته اون ور خیابان.پدرش صداش میزنه و جیسن بی هوا میاد.یهو یه ماشین با سرعت بسیار بالا میزنه بهشون با این که پدرش میپره جلوی ماشین اما ماشین به جیسن اصابت میکنه و جیسن میمیره...


2 سال بعد...ایتن جلوی مدرسه ی شان,پسرش ایستاده و دیر اومده...پسرش رو تو بارون نگه داشته و احساس بدی داره.
میرن خونه و ایتن به یه روزنامه برخورد میکنه:
ORIGAMI KILLER STRIKES AGAIN
قاتل اوریگامی دوباره شروع به فعالیت کرد.
این قاتل زنجیره ای بسیاری از بچه هارو کشته و هنوز دلیلش مشخص نیست.
شب میشه و وقتی که شان میخوابه ایتن وقتی از اتاق پسرش میاد بیرون یه حالت سر گیجه که انگار خون به مغزش نمیرسه دست میده و یهو تو یه خیابون با یه اوریگامی تو دستش حال خودشو میفهمه.
به سمت خونه میره...


شما سوار ماشینید و میرید سمت یه جایی که صحنه ی جرم بوده.کسی میگه "ببخشید قربان ولی نمیتونم اجازه بدم برید"
- مامور "نورمن جیدن" (Norman Jayden) از FBI
-کارتی چیزی دارین؟
-بله.
کارتشو نشون میده
-چک شد.میتونید بگذرید.
-ببخشید این جا ماموری به نام Blake میناسید‌؟
-بله.دیدمش اون تو
صحنه ی قتل رو بررسی میکنید و مدارکی از عینک ARI که قابلیت های عجیبی از جمله جمع مدارک در حافظه-فیلم گرفتن-داشتن اشعه ی X -بازی های رایانه ای - 4 منظره ی متفاوت و... است مدرک جمع میکنید و بعد با بلیک کمی صحبت کرده و سوار ماشین شده میروید.

پیش روان شناسید و میفهمید مغزتون فیزیکی آسیب ندیده و فقط یکم برای مرگ پسرتون ناراحتید.
بعد یه سری راهکار میده که برید انجامش بدید شان به فرض ببرید به پارک.و... تا اون هم راضی باشه
آخر میگه چیز دیگه میخواید بگید؟
میتونید بگید اونجوری شدید میتونید نگید.
در نهایت میرید.

پسرتونو به پارک میبرید و شادش میکنید.آخر میگه میتونم سوار اسب بشم؟(اسب اسباب بازی)
سوار میشه.یکم که گشت دوباره اون حالتی میشید.و یه بار دیگه اوریگامی در دست تو جایی هستید.
پارک رو میگردید کیفش پیدا شده خودش نه.خونه رو میگردید نیست.
آخر سر هم با کمر شکسته(از لحاظ احساسی)‌ رو زمین میشینید و داد میزنید و گریه میکنید...

از ماشین پیاده میشید و به سمت موتلی میرید.به اتاق یه نفر میرید که ... هستش و فکر میکنه شما مشتری هستید و 10 دقیقه فرصت میده و شما بهش میگید خیر من این کاره نیستم من "اسکات شلبی کار آگاه خصوصی هستم" .(scott sholbey)
-پسر من مرده اقای شلبی.نیازی نمیبینم با شما بحث کنم!
-همین طور که شما و من حرف میزنیم قاتل داره این اطراف راه راه میره
-نیازی نمیبینم چیزی بگم!
-بله چون فرزندای دیگه ای کشته میشن و مادرای دیگه ای به این وضع میوفتن!ولی عیبی نداره چون مشکل تو نیست!بزار اتفاق بیوفته!
-...(یکم ناراحت) چی میخواید بدونید؟
یکم سوال میپرسید و آخر ساعت زنگ میخوره.
-زمان تموم شد آقای شلبی.برید.
-اگر لازمم داشتید این کارت منه(کارتتون رو روی میز آشپزخونش میزارید و میرید)
یه گنده لات همینطور که شما دارید میرید به سمت اتاق اون زن که اسمش "لوران" (Lauren) هست میره و شروع میکنه به کتک زدنش.میتونید برید کمکش و میتونید نرید.

در اداره ی پلیس منتظر رئیس دفترید که بیاد و یکم با عینکتون از قابلیت بازی اش استفاده میکنید و بعد که طرف اومد باهاش یکم صحبت میکنید و بعد با بلیک یکم صحبت میکنید و میرید سمت دفترتون.
یکم میز رو جابجا میکنید(خیلی دفترش ضایعست! ) و ARI رو میزاریدو یکم فضا رو عوض میکنید بعد از یکم تحقیق کردن راجع به اون مقتولو غیره که بلند شدید یه حالتی بهتون دست میده باید مواد مصرف کنید...مصرفش میکنیدو بعد نشون میده اون طرف بلیک داره از ایتن یکم برای اطلاعات گم شدن پسر ایتن بازجویی میکنه و وقتی یکم راجع بهش فهمیدن ایتن میگه فکر میکنید قاتل اوریگامی ممکنه این کارو کرده باشه؟
-احتمالا نه
-ممنونم
بعد میرید با زن سابقتون حرف میزنید و یکم اعصابتون بهم میریزه جفتتون اما بزن بزن نمیشه.

در نقش اسکات به مغازه ای میرید که صاحبش یه ایرانی هست و اسمش حسن هست.یکم باهاش حرف میزنید چیزی نمیگه و آخر میگید اسپری تنگ نفس دارید؟میگه آره ته مغازس بر میدارید و یهو یه دزد میاد تو مغازه.
میتونید بزنیدش بیهوشش کنید,میتونید استراتژی به خرج بدید و کاری کنید خودش بره,راه سومم در گیریه که ممکنه خودتون زخمی شید.
آخر یه جعبه ای بهتون میده حسن میگه شاید به دردتون بخوره.

بیدار میشید.انگار که کابوس دیدید.یکم به کامپیوترو اینا سر میزنید و.. آخر میبینید در یخچال بازه بعد میبینید 2 نفر تو خونن بعد یهو حمله میکنن بهتونو در نهایت شما رو میکشند.دوباره از خواب بلند میشید چون اون یه کابوس بوده.برای راهنمایی : این کاراکتر اسمش Madison paige هست(مدیسن پیج)

یه نامه براتون میاد(ایتن).مرموزه.میگه برو فلان جا فلان صندوق رو باز کن بازش میکنید و میبینید یه جعبست روش نوشته " HOW FAR WILL YOU PREPARED TO GO TO SAVE SOMEONE YOU LOVE?"
"تا کجا حاظری برای کسی که دوستش داری پیش بری؟ "
باید 5 تا کار بکنید تا آدرس پسرتونو بفهمید کجاس(داره زیر یه چاه پر از آب میشه و سردشه تو گوشی موبایل نشون میده.همینطور یه تفنگ دارید.)

تحقیقاتتون با نورمن شمارو به خونه ی یه فرد بسیار مذهبی میکشونه و اون فرد در نهایت بازداشت میشه چون روی Blake(بلیک) تفنگ کشید.

شما با اسکات به خونه ی زنی میرید که یه بچه کوچیک داره و میخواید تحقیق کنید ولی اون در حمام در خون غوته وره و کمکش میکنید تا پانسمان بشه دستش ولی اون زن دلش نمیخواد زنده باشه ولی بهش امید میدید.بچشم میخوابونید و یکم تحقیق میکنید و میرید.

در نقش ایتن به یه گاراژ میرید و ماشینی میخواید.(اولین امتحان. )ماشینو بهتون میدن و باید 5 مایل رو تو اتوبان برعکس برید.وقتی رفتید میگه جای مموری که باید بزاریدش تو موبایل کجاست(یه دستگاه هوشمنده ) .

در نقش مدیسن یه سوییت در یه موتل اجاره میکنید.بعد یه شخص مرموز میبینید که بسیار دردش میاد(اون ایتنه که از درد چپه شدن ماشین به خودش میلوله) و میبریدش به سوییتش و بعد میپرسید چی شده ولی چیزی نمیگه.بعد ایتن میگه ممنون بعد یکم استراحت بعد مدیسن میره و شما برگه ی دوم از امتحانو باز میکنید و میرید.

در نقش نورمن یکیو پیدا میکنید و میخواید ازش بازجویی کنید طرف سابقه ی حبس داره.
بعد میدوه ولی آخر پیداش میکنید و بعد یکم کتک کاری بازداشتش میکنید.
بعد میفهمید طرف فکر کرده متهمش کردن که فرار کرده.

در نقش اسکات روی میز کارتان بلند میشوید(اون جا خوابتون برده) و بعد یکم گشتن خونه برای یه سری کارا از جمله اسپری آسم زدن و دیدن مدارک,لوران میاد و بعد یکم حرف توافق میکنید با هم همکار شید.

به خانه ی پسر "گوردی کریمر(godry cramer) " میرید و بعد یکم بازجویی با گارد هاش کتک کاری میکنید و میرید.

با ایتن به جایی میرسید که پایگاه برق هستش و هنوز فعاله با این که ازش برق نمیگیرن.
به یه جایی میرسید پر از شیشست و باید خوابیده از روشون رد شید,بعد از بین چند تا کانال برق رد میشید و به مموری میرسید و یکم از آدرس رو پیدا میکنید.

باز هم با مدیسن به ایتن کمک میکنید تا درمان شه البته این بار پانسمانش میکنید و بهش قرص میدین.
========
بعد از آن با نورمن به جایی میرید که یه روان شناس هست که اتفاقا روان شناس ایتن هست و ازش بازجویی میکنید و بلیک شروع میکنه به زدنش آخر یه اوریگامی نشونتون میده که از ایتن پیدا کرده(از کتش).
=======
در نقش اسکات یکم از خود گوردی کریمر بازجویی میکنید.

در این امتحان شما باید در نقش ایتن انگشت خود را ببرید...این دردناک ترین صحنه ی بازی است.بعد از آن مموری را پیدا میکنید و میروید ولی مدیسن آنجاست و شمارا تعقیب میکرده و میفهمد پلیس ایتن را تعقیب کرده و موفق به فرار میشوند.
=====
در نقش مدیسن به خانه ی پیرمردی میروید که قبل ها صاحب خانه ی آن خانه ی سوخته بوده که ایتن در آنجا انگشت خود را قطع کرده است.بعد از آن شما به سرعت باید کارتی را پیدا کرده و فرار کنید وگرنه فرصت کمی برای زندگی مدیسن باقیست چون پیرمرد با وسایلی مثل میخ و چکش و دلر و غیره میخواهد مدیسن را شکنجه کند ولی مدیسن میتواند موفق به فرار شود.
====
در نقش نورمن کمی با عینکتان تحقیق میکنید.
====
باز هم تحقیق با نورمن
====
در نقش اسکات به پیش کسی میروید که 10 سال است اورا ندیده اید ولی قبل ها با اون دوست بوده اید.کمی تحقیق میکنید و میگوید میرود یک سری مدارک بیاورد و وقتی میروید میبینید که او مرده است و به پلیس هم زنگ زده اند.اثر انگشت هایتان را پاک کرده و فرار میکنید.

باید در نقش ایتن کسی رو بکشید(امتحان چهارم از پنج تا)
===
باید در نقش نورمن از یک نفر که واقعا روانی است بازجویی کنید.و در نهایت ممکن است موجب مرگتان شود ولی اگر تیز باشید نمیشود.
===
در نقش اسکات با لوران تحقیق میکنید و به قبرستان کسی میروید که "جان شپرد" نامش است و قبر او را که پیدا کردید میفهمید در یک صانحه ی قایم موشک بازی افتاده است توی آب و نمیتواند بیرون بیاید و برادرش هم کسی را پیدا نکرده که کمکش کند. و بعد که میخواهید از قبرستان بروید میبینید گوردی کریمر دارد روی قبر جان گل میریزد.
===
در نقش مدیسن باید کسی را که کارت ویزیتش را در خانه ی پیرمرد دیوانه پیدا کردید,پیدا کرده و باز جویی کنید ولی طرف آموزش دیده است و به راحتی نمیتوان ازش بازجویی کرد برای همین از بد ترین نوع شکنجه(گرفتن بعضی جا ها با عرض معذرت) بازجویی میکنید و او نام " جان شپرد " را میبرد.
===
در نقش ایتن باید از دست پلیس فرار کنید چون به موتل آمده اند(همینطور کاغذ را سریعا بر میدارید).
و نباید دست آن ها بیوفتید.

در نقش اسکات به خانه میروید و میبینید گوردی,لوران را گروگان گرفته و هر دو را بیهوش میکند و با ماشین اسکات به ته دریاچه میاندازد.و بعد از آن اسکات بیدار شده و لوران و خود را نجات میدهد.
===
اسکات سراغ گوردی میرود و بازجویی میکند و در آخر گوردی قلبش میگیرد میتوانید قرص هایش را به او دهید میتوانید بروید.
===
در نقش مدیسن به پیش مادر جان شپرد میروید او در خانه سالمندان است و فراموشی دارد ولی در آخر موفق به پیدا کردن اسم قاتل که برادر جان شپرد است میشوید...
===
ایتن باید خود را بکشد.سمی میخورد که 60 دقیقه فرصت دارد پسرش را پیدا کند و در نهایت آدرس را میابد.
===
در نقش نورمن میفهمید جای قاتل و شان کجاست.
===
در نقش اسکات لوران را به لندن میفرستید(اگر اشتباه نکنم لندن)

در نقش برادر جان نمیتوانید کمکی پیدا کنید و پدرش هم که مست است...در نتیجه برادرش فقط به او یک جمله میگوید و میمیرد...
جمله این بود:
من را فراموش نکن اسکاتی
===
در نقش اسکات مدارک را میسوزانید.
اسکات بود که دوستی که 10 سال پیش با هم بسیار صمیمی بودند را کشت.
اسکات بود که دفترچه لوران را قاپید و لوران نتوانست ادامه ی مدارکش را در دفترچه بنویسد.
اسکات بود که برادر جان بود
و در نهایت...اسکات قاتل اوریگامی بود.
===
در نقش مدیسن به ساختمان قاتل میروید و میفهمید جای شان کجاست ولی وقتی میخواهید بیرون بروید اسکات جلویتان سبز میشود و به همان اتاق مرموز که پشت کمد اسکات است میفرستتان و خانه را آتش میزند ولی شما موفق به فرار میشوید.
===
اینجا آخرین جاست.پایان.23 پایان گوناگون بر اساس انتخابات شما...


پایان


کپی برداری از مطلب بدون ذکر نام سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
__________________


ویرایش توسط SHePArd : 06-10-2010 در ساعت 03:19 PM
SHePArd آنلاین نیست.
 
پاسخ با نقل قول
یک کاربر برای این پست سودمند از SHePArd عزیز تشکر کرده اند:
قدیمی 06-10-2010, 03:56 PM   #4 (permalink)

دست بالای دست "بسیار است"

 
SpirO آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: بین یه سری پارانویدی
نوشته ها: 1,147
تشکرها : 1,072
مطالب وبلاگ:  1
XBOX360 Elite PS3 PSP iPhone PC
پیش فرض

بله عزیزم...شعور در همین حده...متاسفانه بیشتر ندارم...
شما در حدی نیستی عزیزم که برای تاپیک حد و مرز تعیین کنی...شما تاپیک زدی برای داستان خوب چه خوب.واقعا کار خوبی کردی و استفاده یبریم...ولی دلیلی نداره شما حد و مرز تعیین کنی...
پست دادن یا ندادن به خودم مربطه....اکه مطلبی خارچ از بحث بود شما برو ریپورت بده...


اما در مورد تاپیک:

الان من دقیق هدف تاپیک رو نفهمیدم...یعنی شما این تاپیک قراره همین پست رو داشه باشه دیکه!!!

این که راهنمای قدم به قدم بود عزیز دل!
تمامی موارد و نکات مخفی داستان هم که رو شد!
پس این داستان نیست...


داستان هم خواستی بکی یه چیزی بکو که ادم با بازی اشنا بشه...نه اینکه از اونچایی که ایتن از تختش بلند میشه و میره دستشویی تا اخرش که نوشته هاش میاد رو ریز به ریز شرح بدی...!این چه فایده ای داره عزیز من....!

لا اقل اکه بحث در رابطه با پایان های بازی بود اون خیلی خوب بود...چون 22 پایان هست...اینطوری میشد از حرف های بچه ها همه پایان هاشو بریم....

داستانت هم پر از مشکله...یه کم عزیز من زبان ادبی ای یه چیزی کار ببر!چیه همینطوری...!

در ضمن عزیز من!اون اخرش که نوشتی که اینچا میتونید 23 پایان رو انتخاب کنی باید خدمتتون عرض کنم که اصلا و ابدا اینطوری نیست...شما در اخر بازی ه نمیتونی 23 پایان انتخاب کنی!بعضی پایان ها باید از همون اول بازی طوری برنامه ریبزی بکنی تا اونها رو ببینی!!!نه اینکه هر بار که به ارش رسیدی یهلیست 23 تایی بیاد روبروت و بکه انتخاب کن پایانتو!!!!


در ضمن...شما الان فقط یکی از ساده ترین پایان ها رو شرح دادید...
این داستان نیست!این ذهنیت و روند پایان شما بوده!نه داستان بازی...
شما باید طوری در داستانت دخل و تصرف بکنی که همه ی 23 پایان رو با م دیکه داشته باشه...
در ضمن...به هیچ طریقی الزام نیست مدیسن توی اتیش سوزی زنده بمونه...شاید بمیره...شاید بپره پایین...هیچ الزامی نیست که ایتن پسرشو پیدا کنه...شاید اشتباه بره مسیرو...هیچ الزامی نیست نورمن پسره رو پیدا کنه..اصلا هیچ الزامی نیست هیچ شخصیتی زنده بمونه...الزامی هم نیست که پسره زنده بمونه....

اصل ماچرا خیلی خیلی کم رنک شده...این داستان نیست...این یه مطلب ابتدایی از اونچیزی هست که چمات دیده و خیلی سریع و سرسری اومدی اونا رو با مشکلات نکارشی نوشتیش...

شما ه اینقدر علاقه به این بازی داری میبایست dlc بازی رو هم دانلود کنی تا کذشته ی شخصیت رو هم ببینی و بر اساس اون داستانتو بنویسی...چیه این عزیز من!
اینا رو هم نمی نوشتی به هیچ طریقی مشکلی پیش نمیومد!چون شما شرح قدم به قدم بازی نوشتی که هر کسی که بازی رو کرده باشه همونطوری که شما این بازی رو دیدی بقیه هم دیدن و دیکه نیازی به توضیح دوباره نیست...اکه شما اومده بودی داستانو به طور ادبی و چالب نوشته بودی اون یه چیزی...کسایی هم که بازی نکردن نمیتونن اینو بخونن...چون همینطوری اومدی سرتو پایین انداختی و اسم قاتلو مثل بلبل و بدون هیچ احساسی(مثل اینکه داری اسم دوستتو میاری) ذکر کردی...

به نظر من این نوشته هیچ ارزشی نداره...بهتره خیلی بیشتر روش کار کنی...همه اینا رو کاملا میدونن...همچین شاهکاری رو با چنین نوشته های بی احساس و ساده ای خراب نکن...



خودت میدونی...تاپیک خودته...ولی به هیچ طریقی حق حد و مرز نداری...

خوش باش
__________________

ویرایش توسط SpirO : 06-10-2010 در ساعت 05:47 PM
SpirO هم اکنون آنلاین است.
 
پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-10-2010, 07:41 PM   #5 (permalink)

Ω

 
SHePArd آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: غرب ـه Midgar !
نوشته ها: 996
تشکرها : 1,656
مطالب وبلاگ:  8
PS3 PS2 PC
پیش فرض

چرا این مایکرو فنا و سونی فنا این قدر آدمو حرص میدن دیگه نمیدونم اون تو چی میگذره.لج که خدا رو شکر نداشتی مثل امیر,کرم که تابحال من ندیدن ازت بزنه بیرون,چراشو نمیدونم.
و در مورد داستان.اون راهنما ها اگر یادت باشه میگه فلان کلید رو بزن,فلان کارو بکن و...
هدف از زدن تاپیک هم رو اسم تاپیک معلومه.
چشم استاد.اون از مافی که نیم نمره از امضا کم میکنه اینم از این که میاد به پست گیر میده.آهنگ پروفایلم لحجش غلط نیست انشالله؟
بنده فقط داستان کلی رو شرح بدم.
DLC مدیسن رو هم دانلود کردم پول اضافی ندارم برا چنین چیزایی پول بدم که.
نه "تاپیک خودته" اسمش نیست.تاپیک انجمنه فقط بستگی داره چه جور استفاده ای ازش بشه.در کل اگر ارزشی نداره هم نیا عزیز.
در کل شما که به اصطلاح پرویی زمان نوبیت رو هم گذروندی
__________________


ویرایش توسط SHePArd : 06-10-2010 در ساعت 07:54 PM
SHePArd آنلاین نیست.
 
پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-10-2010, 08:35 PM   #6 (permalink)

دست بالای دست "بسیار است"

 
SpirO آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: بین یه سری پارانویدی
نوشته ها: 1,147
تشکرها : 1,072
مطالب وبلاگ:  1
XBOX360 Elite PS3 PSP iPhone PC
پیش فرض

اخه پسر خوب!
تو چه زحمتی برا این متن کشیدی عزیز من!
شما اومدی این رو بازی کردی.هرچی چشماتون میدیده رفتی نوشتی!اونم با کلی مشکل نکارشی!حتی بازی رو هم به طور کامل نفهمیدی که بیای توضیح بدی!فقط هر طور خودت بازی رو پیش بردی اومدی نوشتی!

این داستان نیست!این همون چیزیه که هر کسی بازی رو تموم کرده اونو دیده!همونطور که شما دیدی!

شما لا اقل اکه میومدی یه کم متن رو ادبی میکردی یه کم داستان رو پیچ و تاب میدادی میشد هضمش کرد!!!

ولی خدا شاهده این چیه عزیز من!!یه کم فکر کن به حرفام!

خودت خندت نمیاد بخواد:

نقل قول:
پسرتونو به پارک میبرید و شادش میکنید.آخر میگه میتونم سوار اسب بشم؟(اسب اسباب بازی)
سوار میشه.یکم که گشت دوباره اون حالتی میشید.و یه بار دیگه اوریگامی در دست تو جایی هستید.
پارک رو میگردید کیفش پیدا شده خودش نه.خونه رو میگردید نیست.



اخه الان این مثلا داستانه یا شرح صحنه ی بازی عزیز من...
شما متنتو نشون یه نفر بده...اکهیهنفر کفت عالی نوشتی من هرکاری میخوای براتون میکنم...


یه کم شعور داشته باش...وقتی میکم این بازی شاهکار هست و شما اومدی با این مسخره بازیها به این شاهکار توهین کردی پس بحث فن بوی بازی در میون نیست...


موفق باشی
__________________
SpirO هم اکنون آنلاین است.
 
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
heavy, rain, داستان

ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code فعال است
شکلک ها فعال است
[IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
Heavy Rain Thread SHePArd PS3 Games 57 08-28-2011 08:42 PM
تصاویر جدید Heavy Rain MaFi اخبار بازی ها 2 02-02-2010 05:39 PM
تریلر جدید Heavy Rain MaFi اخبار بازی ها 2 01-08-2010 08:38 PM
یک شباهت جالب در بازی Heavy Rain MINERVA گفتگوی آزاد پیرامون بازی ها 6 12-27-2009 06:27 PM
پیش نمایش Heavy Rain pourya PS3 Games 2 11-18-2009 06:47 PM




اکنون ساعت 12:25 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

طراحی شده توسط سروش خدامی
Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2007 - 2012, GameSeason.Net